تبلیغات
حرفهای تنهایی
حرفهای تنهایی




آدرس دیگه من [عمومی , ]



به نام خدا
لطفا به این آدرس سر بزنید من خونه خودم رو عوض كردم ..البته این خونه رو كاملا واگذار نكردم گاهی بهش سر می زنم .
http://khalvatetanhaie.blogspot.com

نوشته شده توسط سعید در  چهارشنبه 8 اسفند 1386 و ساعت 07:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() چشم به راه شما هستم
       




عادت [عمومی , ]



حدود ده روز بود که میهن بلاگ باز نمی شد وهمینطور که بعضی از شماها در جریان هستین من سراغ بلاگر رفتم ولی آدم وقتی به جایی عادت میکنه خیلی مشکل از اونجا دل میکنه .داشتم فکر میکردم دنباله مطالبمو توی بلاگر بنویسم یا اینجا ؟به قول قدیمیا چرتکه انداختم و دو دو تا کردم باورکنید چهارتا نشد ولی با اینحال دوباره به خونه قدیمی برگشتم .بهش عادت کردم ودوسش دارم!واقعیت اینه که ما اکثرمواقع به هم عادت میکنیم وتغییر عادت هم یه خورده مشکله .یه مثله کرمونی هست که میگه:ُبنی آدم بنی عادتهُ یعنی به هر چیزی میتونه عادت کنه میتونه مرتاض بشه و هزار جورکارهای عجیب وغریب انجام بده .  بدن ما درسته که ازگوشته ولی از فولاد هم محکمتره!!ولی این عادت ها خیلی وقتا هم یه جور دیگه با آدم تا میکنن.مثلا چند روز ازخونه دوربشین بعد یه مدت دلتون حتی برای اطاقتون تنگ میشه.در آخر با خودم فکر میکنم اگه به دنیا عادت کنیم چه جوری از اون دل بکنیم!!

کاش عادت نکنیم به رقص باد

یا عادت نکنیم به ناله های شمشاد

کاش ببینیم سحر چه میگوید با صبح

یا اینکه ببینیم روزچه میگوید با شب

گوش بسپریم به تکرار جهان

یا اینکه بنگریم به آبهای روان

گویند همگی هردم به ما

ما گذرانیم.میگذریم ....میگذرم....میگذریم !

(سعید)

این مطلبو هفته پیش گذاشته بودم ولی بازم میهن بلاگ قات زدو همه رو پاک کرد .من از شما دوستان عزیز که کامنت گذاشته بودید معذرت میخوام.



نوشته شده توسط سعید در  شنبه 31 اردیبهشت 1384 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 31 اردیبهشت 1384 و ساعت 05:05 ق.ظ

() چشم به راه شما هستم
       




بزرگی [عمومی , ]



<:P:>سلام بر همراهان عزیز <:P:>چقدر سخته زحمت آدم نادیده گرفته شه.برای خودت برنامه میریزی وگام به گام پیش میری .میدونی داری کجا میری.ابزار کارتو میشناسی.ولی یه نفر اون وسط دائم اظهار نارضایتی کنه وبا اظهارات چرندش حالتو بگیره تو چیکار میکنی؟آخه چرا ما نمی خواهیم کار همو ببینیم.به همدیگه توجه کنیم .دست هموبگیریم تا بتونیم پیشرفت کنیم.دقت که میکنم میبینم همه میخوان همدیگرو خراب کنن.اگه بخواهیم پیشرفت کنیم باید همه با هم دست به دست هم بدیم اگه یکی دستشو رها کنه زنجیر پاره مشه وهزارتا مشکل بوجود میاد.بیایید اونقدر بزرگ بشیم که از پیشرفت دیگران ناراحت نشیم وجلوش سنگ نندازیم!بیایید اونقدر صبر داشته باشیم تا به حقیقت پی ببریم ورموز موفقیت دیگرانو بفهمیم !بیایید بفهمیم هر کسی توزندگیش توی کارش نقشی داره وباید نقش خودشو بازی کنه!ما همه دوست داریم جای اون یکی باشیم درحالیکه نقش خودمون خالی مونده ...زندگی مثل یه تیم میمونه همه نقش خودشونودارن یکی دروازه بانه!یکی فوروارده و...حالا فکر کنین همه بخوان توی دروازه وایستن یا همه بخوان فوروارد باشن چی میشه!کاشکی آدما میدونستن کار همه مانند زنجیر به هم متصله.اگه یکی کوتاهی بکنه دودش توی چشم همه میره........فقط یه چیزو بگم آدم تا بزرگ نشه موفق نمیشه؛پس بزرگ شین..........!!!!

<:P:>در پایان این شعر زیبارو به همگیتون تقدیم میکنم :

<:P:> قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، امّا، امّا
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری نه ز دیّاری - باری،
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب.
قاصدک تجربه های همه تلخ،
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب.
قاصدک! هان، ولی ...
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی کجا رفتی؟ آی...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی- طمع شعله نمی بندم - اندک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
---------------------------
شعر :استاد مهدی اخوان ثالث

 

<:P:>

<:P:>



نوشته شده توسط سعید در  یکشنبه 4 اردیبهشت 1384 و ساعت 06:04 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 4 اردیبهشت 1384 و ساعت 07:04 ق.ظ

() چشم به راه شما هستم
       




سرگذشت [عمومی , ]



<:P:>سلام به همگی همراهان عزیز <:P:>آدم واسه چندرغاز حقوق سرماه چه کارا که نمیکنه.یه روز اینجاس یه روز اونجا.یه روز کرمانم یه روز تبریزویه روز......ویه روز هم بندرعباس .از ماموریت که بگذریم به هواپیما می رسیم که بنازم دل میخواد سوار شی.تازه از این گذشته برای اینکه سوار هم بشی کلی نازشو باید بکشی باور نمی کنین پس بذارین براتون بگم .تا بحال شده چندین ساعت منتظرپرواز بمونین ومعلوم نباشه که می پره یا نمی پره؟اونم تویه شهر غریب .....باور کنید سرم داره سوت میکشه چهارشنبه گذشته از بندر به تهران پرواز داشتم .ساعت پرواز ۱۰.۲۵ دقیقه بود وما مثل آدمای باکلاس یک ساعت جلوتر رفتیم .ساعت ۱۰.۳۰ شد وباز خبری نبود گاه گاهی صدای نامفهومی از بلند گو به گوش میرسید .مجبور شدم برای مطمئن شدن به اطلاعات بروم فرمودند یک ساعت تاخیر داره گفتم واسه چی؟فرمودند:شما فکرکنید هرجا ده دقیقه تاخیر داشته باشه الان دیگه بایستی یک ساعت تاخیر داشته باشه .ناچار قبول کردیم ویه گوشه  دست به سینه نشستیم.۱۱.۳۰ شد باز خبری نشد بازم فرمودند:پرواز به دلیل تعمیرات دو ساعت تاخیر داره و......خلاصه مردم تو ی نمازخونه و...روی صندلیهای فلزی ولو شده بودن...بالاخره ناجی از راه رسید ودستور دادند از همه پذیرایی کنید وواقعا زحمت کشیدندوبه همه یک چای .... دادند ومشکل همه را حل کردند .ساعت ۳.۲۵ دقیقه بامداد اعلام فرمودند هواپیمای مشهد به تهران رفته واز آنجا به بندر آمده است البته بدلیل نداشتن کادر پرواز وتعویض لاستیک جلو (نمیدونم چرا یادژیان افتادم)با تا خیر مشرف می شوند .بالاخره ساعت ۵ صبح از بندر پرواز کردیم وبه تهران اومدیم .راستی ما اصلا تاخیر نداشتیم وبه قول یکی از پرسنل هواپیمایی بندر عباس اینها همه نتیجه خودکفاییه واگه ما بخواهیم خودکفا بشیم باید این هزینه ها را پرداخت کنیم!گیرم که قبول آقا جون یه معذرتخواهی خشک و خالی هم سهم ما نمی شد.دلم برای اون خانمی می سوخت که می گفت من غریبم وصبح اومدم وامشب حتما باید برگردم وگرنه جایی برای موندن ندارم.واقعا این هزینه ها رو کی باید تقبل کنه مسافر یا شرکت؟ <:P:>خوب بسه دیگه بذارین یه شعر قشنگ براتون بنویسم لااقل یه خورده سرحال بیایین:

 

سرگذشت 

 

می خروشد دریا
 هیچ كس نیست به ساحل پیدا
لكه ای نیست به دریا تاریك
 كه شود قایق
 اگر آید نزدیك
مانده بر ساحل

قایقی ریخته شب بر سر او
پیكرش را ز رهی ناروشن
 برده درتلخی ادراك فرو
هیچ كس نیست كه آید از راه
و به آب افكندش


 و در این وقت كه هر كوهه ی آب
حرف با گوش نهان می زندش
موجی آشفته فرا می رسد
از راه كه گوید با ما
قصه یك شب طوفانی را
 رفته بود آن شب ماهی گیر
تا بگیرد از آب

آنچه پیوندی داشت
با خیالی درخواب


صبح آن شب كه به دریا موجی
 تن نمی كوفت به موجی دیگر
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب كه داشت
 بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس كشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای كه هست
 در همین لحظه غمناك به جا
 و به نزدیكی او
 می خروشد دریا
 وز ره دور فرا میرسد آن موج كه می گوید باز
 از شبی طوفانی

داستانی نه دراز

 

 

سهراب سپهری



نوشته شده توسط سعید در  شنبه 27 فروردین 1384 و ساعت 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() چشم به راه شما هستم
       




وبلاگ [عمومی , ]



<:P:>سلام همراهان عزیز <:P:>چند روز پیش با انرژی فراوان اومدم پای کامپیوتر و میخواستم که آپ کنم وکلی مطلب تو ذهنم داشتم ولی دست به اینترنت که بردم تازه متوجه شدم که میهن بلاگ قات زده وباز نمیشه دو.سه روز تو این فکر بودم که جای دیگه ای رو باز کنم ولی امروز چشممان به جمال ایشان منور شد .خدا کنه دوباره مشکل پیدا نکنه.البته دلم برای همه تون تنگ شده بود .از این حرفا که بگذریم سیزده رو چیکار کردین ؟خوش گذشت سبزه ها رو گره زدین جوری که هیچکس نتونه اونارو باز کنه!شعر زیرو به همگیتون تقدیم میکنم : <:P:> 

مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، این قفس را ............ برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاك توده را .. پر شرر كن !

ظلم ظالم ، جور صیاد .................... آشیانم داده بر باد
ای خدا ، ای فلك ، ای طبیعت .......... شام تاریك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. این قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس ای آه آتشین ..... دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این ... بیشتر كن ، بیشتر كن ، بیشتر كن
مرغ بی دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن


عمر حقیقت به سر شد ................. عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ............... هر دو دروغ و بی ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد .. دیده تر كن!

جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب .................. جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر كن ................. از مساوات صرف نظر كن

ساقی گلچهره بده آب آتشین ........ پرده دلكش بزن ای یار دلنشین
........................ ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین ........................
كز غم تو ، سینه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد
ملک الشعرا بهار   

<:P:>

<:P:>



نوشته شده توسط سعید در  سه شنبه 16 فروردین 1384 و ساعت 06:04 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 16 فروردین 1384 و ساعت 10:04 ق.ظ

() چشم به راه شما هستم
       




کبوتر وآسمان [عمومی , ]



<:P:>سلام همراهان عزیز <:P:>ببخشید از اینکه چند روزی با تآخیر اومدم .باور کنید مسافرت رفتن و گردش اصلآ به من نیومده .در طول یک سال گذشته هر وقت مرخصی داشتم مریض شدم الان هم که دارم مینویسم سرماخورده شدید هستم ویک آمپول پنی سیلین ۶.۳.۳ هم نوش جان کرده ام ولی هنوز آب بندی نشده ام چرا که آب از بینی واشک از چشم سرازیر است. امیدوارم عید به شما خوش گذشته باشد وحسابی شیرینی خورده باشید. شعر زیبای زیر روبه شما تقدیم می کنم :

کبوتر و آسمان


بگذار سر به سینه ام ٬تا که بشنوی ٬
آهنگ اشتیاق دلی دردمنــد را.
شاید که بیش ازین ٬ نپسندی به کار عشق٬
آزار این رمیده سر در کمند را.

بگذار سر به سینه من٬ تا بگویمت :
اندوه چیست ٬ عشق کدام است ٬ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت : این مرغ خسته جان٬
عمری است در هوای تو از آشیان جداست.

دلتنگم آنچنان که : اگر بینمت به کام ٬
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من٬
ای نازنین - که هیچ وفا نیست با منت -

تو٬ آسمان آبی آرام و روشنی
من٬ چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم!
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو٬

بگذار تا ببوسمت٬ ای نوشخند صبح٬
بگذار تا بنوشمت٬ ای چشمه شرب.
بیمار خنده های توام٬بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی ٬ گرم تر بتاب!

فریدون مشیری٬بازتاب نفس صبحدمان٬ص۳۲۴

<:P:> 

<:P:>



نوشته شده توسط سعید در  یکشنبه 7 فروردین 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 7 فروردین 1384 و ساعت 07:03 ق.ظ

() چشم به راه شما هستم
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

سعید (22)


موضوعات

عمومی (22)
خاطرات (0)


 آرشیو

اسفند 1386 (1)
اردیبهشت 1384 (2)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (7)
بهمن 1383 (6)
دی 1383 (3)


صفحات

1 2 3 4





لینكستان




لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی